به سوی نور

زن، با یک دستش گهواره و با دست دیگرش جهان را تکان میدهد

به سوی نور

زن، با یک دستش گهواره و با دست دیگرش جهان را تکان میدهد

به سوی نور
آخرین نظرات

قسمت اول تربیت فرزند

جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ۰۲:۵۵ ب.ظ

به نام خداوندی که اثر تنها از آن اوست...


یادم نیست اولین بار کی و کجا بود که این روایت رو شنیدم یا خوندم :

قال رسول الله: «الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبعَ سِنینَ. فَإن رَضیتَ خَلائِقَهُ لإحدی وَ عِشرینَ وَ إِلاّ فَاضرِبْ عَلی جَنبِهِ فَقَد أعذَرتَ إلی اللَّهِ تَعالی»

پیامبر اکرم فرمودند: "فرزند، هفت سال مولی، هفت سال بنده، و هفت سال وزیر است. پس اگر در سال بیست و یکم روحیات او مورد رضایت تو بود، شکر خدای نما و الاّ واگذار، که در پیشگاه خدا معذوری."1

فقط یادمه همیشه برام سوال بود این مراحل چطور اجرایی میشه،خیلی هم دنبال کتاب و منابع مرتبط بودم تا بفهم، اما متاسفانه هرچی میگشتم کمتر دستگیرم میشد. یا بهتر بگم اونجوری که باید نمی فهمیدم. بعد از ازدواج این مسئله بیشتر دغدغه ام شد،تا جایی که هرجا تونستم سر زدم،کتابفروشی ها،حوزه های علمیه و اساتید... اما باز هم کمبود رو حس میکردم. آخرین تلاشم مربوط به چند ماه پیش،حدودای اردیبهشت بود که توی ازدواج دانشجویی مشهد انجام دادم. اونجا با یکی از مشاورانی که معرفی کرده بودن،صحبت کردم اما باز هم چیزی عایدم نشد. ازشون میخواستم منبعی معرفی کنند تا درباره تربیت فرزند بیشتر بدونم اما جواب این بود که از خودسازی شروع کنید...

این آخرین تلاش باعث شده بود باور کنم منبع درست و حسابی و جامعی وجود نداره و واقعا باید بیخیال مطالعه شد و فقط با توکل بر خدا پیش رفت.

تا اینکه دو ماه پیش لطف خدا شامل حالم شد (شایدم همون توکله جواب داد) و با کتابی آشنا شدم که سبک نوشتن نویسنده و منطقی که پشت حرف هاش بود جذبم کرد! بعد از اون به سراغ بقیه کتاب هاش رفتم و درنهایت به کتاب هایی رسیدم که میشه گفت توانست به بخش قابل توجهی از دغدغه هام جواب بده و آرومم کنه. خواندن این کتاب ها همان و اشتیاق برای گفتن و آگاه کردن دیگران همان!

شروع دوباره این وبلاگ هم به واسطه ی همین اشتیاق بود و هست.

و اما بحث اصلی یعنی تربیت فرزند که هم شیرینه و هم سخت! ...

در دنیای امروزِ ما موارد متعددی وجود داره که مانعی بر سر راه تربیت درست فرزندان به حساب میان. مثل:

1)ناآگاهی تاثیرگذاران تربیتی

والدین،معلمان و روحانیان سه قشر اثرگذار در مسائل تربیتی هستند که لازمه موفقیت شان در تربیت، آگاهی از روش های تربیت دینی ست. که متاسفانه اکثریت آگاهی لازم رو ندارند.کم نیستند افرادی که به نام دین روش هایی رو برای تربیت فرزندان خود در پیش گرفته اند که ربطی به دین ندارد! به این مثال توجه کنید:

دختر از دین فراری بود. خوراکش موسیقی بود و رقص. دل خوشی از مذهبی ها نداشت. مادرش را اگر میخواستی پیدا کنی باید درجلسات مذهبی بدنبالش میگشتی.پدرش هم از دنیا،سجاده می شناخت و مسجد.

مادر دختر را برده بود پیش مشاور تا او هدایتش کند. مشاور با دختر وارد صحبت شد...

دختر گله داشت از مادر. اینکه وقت اذان که میشود به سراغ دختر می رود و تا نماز نخواند ولش نمی کند. هرچه دختر میگوید تازه اذان گفته اند،بگذار یک ساعت دیگر میخوانم،گوش مادر بدهکار نبود.حتی گاهی ناسزا هم میگفت...دلیلش هم این است که نماز اول وقت سفارش شده! اما بقیه سفارشات کجا رفته اند خدا میداند!!

2)اعتقاد به آموزه های غربی در باب تربیت

بسیاری از کتب معرفی شده در بازار، با توجه به مبانی غربی نوشته شده. نگرش غرب در مبانی تربیت با نگاه دین تفاوت های زیادی دارد و حتی در جاهایی کاملا متضاد تربیت دینی ست. مثال:

پسر،در زندگی به بن بست رسیده بود. می خواست خودکشی کند اما جرئت نداشت. پیش مشاور رفته بود. از آن مشاورها... جناب مشاور هم لطف کرده بود و تجویز دوستی با یک دختر را برایش صادر کرده بود... بعد از مدتی دوستی،فهمیده بود این راه نه تنها کمکش نکرده بلکه بیشتر او را به منجلاب کشانده...به عنوان آخرین راه، رفت پیش مشاور مذهبی دین. گفت اگر نجاتم ندهید اینبار خودکشی میکنم. مشاور راهکارهایی به او داد،از جمله: هر هفته برای کمک به نیازمندان کاری انجام بده. مهم نیست چه کاری اما حتما با دست خودت کمک کن.... مدت ها گذشت. مشاور او را در خیابان دید. سرحال بود. گفت راه حل شما معجزه کرد. دیگر حتی فکر خودکشی خنده دار است...

3)فقدان منابع کافی تربیت دینی

دقیقا یعنی همین مشکلی که من داشتم!

4)تربیت رسانه ای

ما در روزگاری زندگی می کنیم که رسانه خصوصا تلویزیون جایگاه ویژه ای در خانه ها دارد و مونس کوچک و بزرگ شده. حال وقتی والدین کم ترین وقت ممکن را برای تربیت فرزندانشون میگذارند طبیعی ست که رسانه گوی سبقت را از آن ها برباید.مثلا یکی از تاثیرات سوء رسانه از بین رفتن "حیا"ست. همین تلویزیون خودی هم اینکار رو میکنه. با عادی جلوه دادن ارتباط دختر و پسر...

5)افزایش رقبای تربیتی

قبل ترها جز دوستان ناباب، رقیب چندانی برای والدین در عرصه تربیت وجود نداشت اما اکنون با وجود تلفن همراه، اینترنت، بازی رایانه ای و تلویزیون، رقبا بیخ گوش ما و درون خانه هایمان هستند.

6)اختصاص دادن کمترین وقت به فرزندان

با وجود رقبای تربیتی والدین باید وقت بیشتری برای فرزندانشان بگذارند اما متاسفانه عوامل مختلفی باعث شده هر روز کمتر از دیروز برای فرزندان وقت گذاشته شود. برای مثال فقط همین قدر اشاره کنم که والدین زمان زیادی از وقت خود را به دیدن فیلم و سریال و اخبار و فوتبال اختصاص میدهند اما حاضر نیستند برای فرزندانشان چنین وقتی بگذارند.

7)نداشتن حوصله کافی برای تربیت فرزندان

لازمه تربیت، داشتن حوصله است. اما زندگی های امروزی اگرچه ظاهرا دارای راحتی و رفاه بیشترند ولی به حوصله بیشتر منتهی نشده اند. کم شدن حوصله یعنی اثر سوء در تربیت. بعضی از مادرها میگویند مشکل ما زمان نیست. بلکه حوصله کافی برای عمل کردن به این چیزها را نداریم. من نام حوصله را با اجازه شما عوض میکنم و میگذارم "انگیزه". یکی از دلایل نبودن انگیزه هم، اعتماد کاذب به وضعیت موجود فرزندان است. پدر یا مادر نمیخواهد باور کند با نپرداختن به تربیت،فرزند او همان جوانی میشود که پای چوبه ی دار،پدرش با التماس در پی کسب رضایت اولیای مقتول است. نمی خواهد باور کند فرزند او هم قابلیت انحراف را دارد. در واقع او مرگ را برای همسایه می پندارد نه برای خویش.

8)و تغییر سبک زندگی

لازم نیست صد سال عمر کرده باشی تا بتوانی تفاوت سبک زندگی امروز با دیروز را درک کنی. سی چهل ساله و کمتر هم که باشی به راحتی این تفاوت را حس می کنی. تغییر سبک ساخت خانه ها، حکومت رسانه بر فضای خانواده، دور شدن انسان از طبیعت، اشتغال مادران،تنظیم خانواده و به دنبال آن کم شدن تعداد فرزندان و بالاخره چشم و هم چشمی های اقتصادی،سبک زندگی را به روزی انداخته که تربیت حقیقی به حاشیه رفته است.


 همه این موارد گفته شده ما را به این نتایج می رساند:

- تربیت فرزند در دنیای امروز از حساسیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار است.

- سه عنصر وقت،حوصله (انگیزه) و آگاهی سه پایه ی اصلی تربیت است.

- تربیت باید بر اساس مبانی دینی انجام بگیرد تا به اهداف دینی برسد.

- بی توجهی به رقبای تربیتی در مسیر تربیت خطرناک است.


..................................................................................................................................................................................
پ ن:

1. (بحار الانوار، ج101، ص95، ح42)

2. منبع: کتاب من دیگر ما،محسن عباسی ولدی،جلد اول

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۳/۱۱/۱۰
  • ۳۷۴ نمایش
  • به سوی نور

نظرات (۳)

ممنون قسمت اول کافی و مناسب بود
خدا رو شکر منبع خوبی گیر آوردین..
واقعا مطلب مفیدی بود و البته طرح مشکلاتی که بسیار جامعه امروز رو درگیر کرده.
همهی مواردی هم که دربالا ذکر کردین سهم یکسانی در تربیت فرزند دارن.
و البته که چقدر حل هرکدام از این مشکلات میتونه سخت باشه بماند...
منتظر ادامه ی بحث هستم.
خدا قوت
پاسخ:
ان شاء الله در ادامه بحث راه حل ها ارائه خواند شد....
راه حل ها سخت هستند اما به نظر من که خیلی جذابن!

سلام علیکم.

حرف برای گفتن زیاد دارم. ولی...

1.خداقوت.خیلی عالیه.

2.ناراحت کننده اس.(فکرکردن به بعضی چیزها،نه مطلبتون)

پاسخ:
سلام علیکم
حرف ها رو بگید ما هم استفاده کنیم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی